تبلیغات
فروش ایزوگام دلیجان - ساندویچ پانل دیواری ماموت پانل دلیجان09186436863
 
فروش ایزوگام دلیجان
.جهت ساندویچ پانل دیواری ماموت پانل دلیجان با شماره 09128663820یا شماره مستقیم شرکت ماموت پانل دلیجان 08644433820تماس حاصل نمایی
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


.جهت ساندویچ پانل دیواری ماموت پانل دلیجان با شماره 09128663820یا شماره مستقیم شرکت ماموت پانل دلیجان 08644433820تماس حاصل نمایید

مدیر وبلاگ : مهندس حسنی حسنی
مطالب اخیر




نوع مطلب :
برچسب ها : برچسب ها:در گذرگاه زمان... خبر آمدنت، میرود باغ به باغ، میرود شهر به شهر، مردمان یمن و مصر وتونسمردمان لیبی، مردمان بحرین، همه عالم به تمنای تو بر خاسته اند، شور و حالی بر پاست welcome نگارش در تاریخ پنج شنبه 5 اسفند 1398(2بازدید )برچسب:زمان، گذرگاه، خیمه شب بازی، خاطره، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) در گذر گاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها می میرند رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست نا خورده به جا می ماند 29 نظر تقدیم به بهترینم... نگارش در تاریخ یک شنبه 21 فروردین 1390(بازدید )برچسب:خدا، تمنا، وصال، عشق، دین، یغما، مست، چشمان، یار، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) تقدیم به عشق قشنگم... تمنا مست از باده ی چشمان توام ای یار، نگاهی بر منِ افتاده ز پا کن به مروت، گاهی شده ام آواره و سر به کوهساران داده ام عاشق روی توام و جز کوی توام نیست پناهی عمر من، هر چه داشتم در طلبِ عشقِ تو دادم دل و دین بردی به یغما، تو دگر زمن چه خواهی از غمِ غربتِ دستای تو با قلبِ شکسته ناله ها گلایه ها، دارم به درگاهِ الهی دلِ من غرقِ تمنای وصال است ای جان! تو به خون می کشی دریای دلم از چه گناهی! غربت و غصه و غم بس، تو بیا خاطرِ هانی توی کوچه های بی چراغ شب بزن یه راهی آوای خسته (هانیه) 4 نظر السلام علیک یا زینب کبری نگارش در تاریخ شنبه 20 فروردین 1390(بازدید )برچسب:خدا، زینب (س)، عترت، عقیله، همایوم، عرش، پرواز، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) تویی که قبله ی جان خاک آستانه ی توست عفاف پرده نشینِ حریم خانه ی توست تویی عقیله ی عترت تویی سلاله ی نور که نقد عصمتِ حق گوهر خزانه ی توست تو آن همای همایون عرش پروازی که اوج قله ی اسرار آشیانه ی توست تو زینبی که خِرَد غرقِ بحرِ حیرانی زِ قدر و منزلت روحِ بیکرانه ی توست میلاد بانوی کربلا، زینب (س) و روز پرستار بر شما مبارک نظر بدهید جاده ی مرگ نگارش در تاریخ شنبه 20 فروردین 1390(بازدید )برچسب:خدا، جاده، دره، مرگ، اتومبیل، خطا، زندانیان، دریا، جنگل، آمازون، خطرناک ترین، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) جاده مرگ، خطرناک ترین جاده جهان بنا بر گزارش انجمن بین المللی سفرهای امن جاده ای، عنوان خطرناک ترین جاده دنیا به جاده یونگاس در بولیوی آمریکای جنوبی تعلق می گیرد. اگر جاده های دیگر خطرناک به نظر می رسیدند، پا گذاردن در این جاده نوعی خودکشی محسوب می شود. این جاده دهه 1930 توسط زندانیان جنگ پاراگوئه ساخته شد. یونگاس با اسم مستعار "جاده مرگ" تنها مسیری است که از اعماق جنگل آمازون و رشته کوه های بلند آَندز و دره های عمیق آن می گذرد تا دو شهر لاپاز و کورویکو را به هم متصل کند. رانندگی در طول مسیر جاده یونگاس همانند رانندگی بر روی ترن هوایی است. در بعضی از نقاط ارتفاع جاده به 3600 متر از سطح دریا می رسد حال آنکه دره ای با عمق 2800 متر به فاصله چند سانتی متر از کنار جاده قرار دارد و کوچکترین خطا باعث سقوط به آن دره عمیق مرگبار می شود. تصاویر در فصول مختلف سال و از مکان های متفاوت این جاده تهیه شده است گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com 1 نظر خدایا مرا ببخش اگر... نگارش در تاریخ جمعه 19 فروردین 1390(بازدید )برچسب:خدا، بخشش، خواب، کفر، فراموشی، نعمت، آتش، زندگی، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) خدایا مرا ببخش اگر صدایت نمیزنم! فراموشت نکرده ام... خدایا مرا ببخش اگر چیزی از تو نمی خواهم! همه چیز را از تو گرفته ام... خدایا مرا ببخش اگر طنابم را گسسته ام! پوسیده بود محکمترش را می خواهم... خدایا مرا ببخش اگر به سوی دیگری میروم! در این سو رهیافتگان کمترند... خدایا مرا ببخش اگر آتش عشقت را با اشک هایم بیرون می رانم!دارم شعله ور می شوم... خدایا مرا ببخش اگر خود پرستم! در وجودم تو را یافته ام... خدایا مرا ببخش اگر به دنیا دل بسته ام! در شوره زارش رد تو را می جویم... خدایا مرا ببخش اگر در عشقت کفر می گویم! قلبم گنجایش این همه رحمت را ندارد... خدایا مرا ببخش اگر چشمانم را بسته ام! میخواهم امشب خواب تو را ببینم ... نظر بدهید نامه ای از طرف خدا به ما بنده ها. مطلب ارسالی ازbaran نگارش در تاریخ دو شنبه 15 فروردین 1390(بازدید )برچسب:خدا، سلام، صبح، لباس، * * * * * * توسط آزاده امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، ادامه مطلب... 1 نظر حکایت بحلول و آب انگور!مطلب ارسالی ازbaran نگارش در تاریخ دو شنبه 15 فروردین 1390(بازدید )، * * * * * * توسط آزاده روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه ! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟ بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد ! مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست ! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم ! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!! نظر بدهید نجوای دل نگارش در تاریخ چهار شنبه 10 فروردین 1390(بازدید )برچسب:خدا، مهربونی، نعمتو شکر گذاری، سوت و کور، دردودل، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) سلام . اول به اون خدایی که انقدر شرمندشم که خودش میدونه، سلام به محمد مصطفی (ص) وسلاله ی پاک و شیعیانش . و سلام به شما ... نمیدونم شما که این مطالبو میخونی چه حالی داری! از زندگی راضی هستین یانه؟؟؟ اما من واقعا از زندگیم راضی ام. تا حالا هرچی که خواستم خدا بهم داده اما من چی ؟؟؟ دریغ از یه ذره درک و فهمی که بتونم شکر شو بگم.. نماز میخونم اما نه ازون نمازا که بعدش بگم به دلم چسبید، انگار نماز فقط واسه رفع تکلیفه ..انقدر غرق زندگی دنیا شدم که انگار نه انگار اینا رو خدا داده، بابا به خودت بیا دختر، بسه دیگه، یه نگاه به اون بالا بنداز خداتو ببین، همونیه که شبای سوت و کورت بهت آرامش میداد، همدمت بود، کنارت بود و هست... هروقت صداش زدی جوابتو داد، هروقت از همه بریدی اومدی بهش گلایه ی بنده های دیگشو کنی انقدر بهت محبت کرد که غمت یادت رفت، بی و فاییه زمونه یادت رفت... خدایا چقد ر ازت دور شدم؟؟؟‌ نکنه برام راه برگشت نباشه؟؟؟ خدایا نکنه ازم خسته بشی ولم کنی؟؟؟ اگر تو تنهام بذاری من تو گرفتاریای دنیا غرق میشم تو گناهام غرق میشم اگر تو نباشی دیگه امیدی نیست، خدایا نکنه به خاطر نعمت هایی که بهم دادی خودتو ازم بگیری؟؟؟ دلم بی قراره خدا، نذار گناهام دلمو به تاریکیِ این شب بکنه، نذار ازت دور بشم، خدایا نخواه که تنهام بذاری، من هیچم خدا، تویی که بزرگی، تویی که می بخشی، تویی که بخوای عزیز می کنی و یا ذلیل. نذار رسوای دنیا و آخرت بشم.. اگر تو تنهام بذاری دیگه هیچی از د لم نمیمونه.. خیلی فرصتای بندگیتو از دست دادم میدونم اما تو همیشه خدایی کردی، خوبی کردی. دیشب برام یه اتفاقی افتاد که می تونست حتی بدترین اتفاق جسمی برام بیفته اما فقط یکم پام آسیب دید، خودم باورم نمیشد که هیچیم نشده باشه . یادم میفته گریه ام میگیره، نه از درد، یه حالی بهم دست میده، انگار فقط یه تلنگر از طرف خدا بود که به خودم بیام، نمیدونم به خاطر کدوم اشتباهم!!! انگار خدا می خواست بگه: " بسه انقدر خیره سری، جونت به هیچی بند نیست اراده کنم ازت میگیرم تو چرا بندگی یادت رفته" خدایا عظمتتو شکر، مهربونیاتو شکر.نگاهتو شکر..... دوستت دارم خدا، ‌ به یادم باش و از خاطرم نرو... عزیزامو به تو میسپارم، ‌ بهشون سلامتی بده 2 نظر سجده و سلامتی نگارش در تاریخ جمعه 5 فروردین 1390(بازدید )برچسب:خدا، مسلمان، دسجده، امواج، الکترومغناطیسی، نماز، خاک، زمین، دانشمند، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) بدن شما به طور روزانه مقداری امواج الکترو مغناطیسی دریافت می کند e-bomb-yazdkit-com201.jpg شما امواج الکترو مغنا طیس را که ازتجهیزات الکتریکی استفاده می کنید و نمی توانید هم کنار بگذاریددریافت می کنید seduce2_26_02_08.jpg همچینین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یک ساعت هم خاموش نمی شود شما منبعی هیستد که مقدار زیادی امواج الکترو مغناطیسی دریافت می کنید، به عبارت دیگر شما با امواج الکترو مغناطیسی شارژ می شوید بدون اینکه بفهمید ! compact-microwave-oven-panasonic-nn-e225.jpg سر درد دارید ! احساس ناراحتی می کنید ! تنبلی در کار و مکانهای مختلف ! 2.jpg این را فراموش نکنید وقتی این علائم احساس کردید ! راه حل این مشکلات چیست ! ؟ یک دانشمند غیر مسلمان از اروپا تحقیقات را شامل یافتن بهترین روش برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که بدن آسیب می رساند را انجام داد با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بروی زمین، زمین امواج الکترو مغناطیسی را تخلیه خواهد کرد ! این شبیه اتصال زمین به ساختمانهای است که احتمال بر خورد سیگنالهای الکتریکی مانند رعد و برق وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود. بنا براین سر بر خاک بگذارید تا امواج الکتریکی مثبت تخلیه شود. به خاک نمی افتیم تا امواج تخلیه شود برای اطاعت خدا آنچه این تحقیق را بیشتر شگفت انگیز می کند بنا براین سر بر خاک بگذارید بهترین راه که پیشانی تان را بر خاک بگذارید حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترو مغناطیسی بهتر تخلیه خواهد شد و بیشتر تعجب خواهبد کرد که بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده مر کز زمین مکه است و کعبه درست وسط زمین است بنابراین سجده در نمازتان بهترین راه تخلیه سیگنالهای مضر از بدن است این همچینین کمال مطلوب نزدیکی با قادر مطلق است، او که اینگونه جهان را آفرید ! قادر متعال همواره چیزی را از ما می خواهد انجام دهیم که برای ما مفید و سودمند است موضوعاتی وجود دارد که دلیل انجام قطعی آن را نمی دانیم، اما دیر یا زود ممکن است شما دلیلش را پیدا کنید ! در هر حال شما باید به خداوند متعال ایمان داشته باشید، و بدانید هر آنچه برای او انجام می دهید بهترین برای شماست ما به خاک نمی افتیم تا امواج الکترو مغناطیسی تخلیه شود بلکه برای اطاعت خدای قادر متعال سجده می کنیم ! ما به فرمان خدا اعتقاد داریم که همیشه در آن معرفتی هست، ایمان ما بخاطر آفریننده است ! او همه چیز را می داند ! اما از آنجا که دلیل علمی وجود دارد لازم است به مردم نشان داده شود هر آنچه مسلمانان انجام می دهند را ببینند 1 نظر نوروزتان مبارک نگارش در تاریخ سه شنبه 2 فروردین 1390(بازدید )برچسب:نوروز، آرزو، شکوفه، بهار، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) برایت از طلا تختی مسیری رو به خوشبختی برایت عمر نوحی را وقارِ همچو کوهی را برایت صبر ایوبی حیاتی مملو از خوبی برایت شاد بودن را فقط آزاد بودن را رفاقت را صداقت را اگر خواهی محبت را .. دعا کردم... سلام . عیدتون مبارک. امیدوارم سالی پر خیر و برکت داشته باشین و این سال، سالِ تحقّق آرزوهای قشنگتون باشه.. به اندازه ی تموم شکوفه های بهاری براتون آرزوهای خوب خوب دارم 2 نظر حکایت خدا و گنجشک . مطلب ارسالی ازbaran نگارش در تاریخ 29 اسفند 1389(بازدید )برچسب:خدا، حکایت، گنججشک، باد، توفان، لانه، * * * * * * توسط آزاده روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: " می آید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. " فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود: " با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست." گنجشک گفت: " لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟" و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:" ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. " گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت: " و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی. " اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد. (باران) نظر بدهید این جمعه هم رفت... نگارش در تاریخ شنبه 28 اسفند 1389(بازدید )برچسب:ظهور، فرج، صاحب الزمان (عج)، جمعه، انتظار، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که خسته ایم و دل شکسته نه برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام صبح نه! ظهر نه! غروب شد ... ... ... نیامدی... صلوات تعجیل در فرج مهدی صاحب الزمان . به امید ظهور... نظر بدهید ساختمانی در ژاپن که فرونریخت نگارش در تاریخ جمعه 27 اسفند 1389(بازدید )برچسب:ساختمان، زلزله، ژاپن، ایستایی ساختمان، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) این ساختمان دارای ۱۳ ستون فولادی و ۷ صفحه میله‌ای فولادی می‌باشد. طبقات زیرین در این ساختمان دارای قابلیت جذب انرژی ارتعاشاتی زمین لرزه می‌باشد. معماری نیوز: حوادث و بلایای طبیعی و اثرات و تجربیات ناشی از آن با توجه به اینکه بسیار ناراحت کننده و دردناک است ؛ اما این گونه حوادث درسهایی به ما می‌آموزد که درک و فهمیدن آن بسیار آموزنده بوده و راههای پیشرفت را هموارتر می‌سازد. نمونه بارز آن زلزله اخیر ژاپن است که از ۲ منظر قابل تامل و حائز اهمیت است. نکته اول اینکه علی رغم نظم و دقت کار مهندسان ژاپنی، متاسفانه شاهد به وقوع پیوستن حادثه‌ای تلخ در راکتورهای هسته‌ای آن کشور بودیم که هر آن احتمال به وقوع پیوستن چرنبیلی به مراتب گسترده تر می‌رود که این موضوع در تخصص اینجانب نمی‌باشد و از ادامه موضوع صرف نظر می‌کنم. نکته دوم موضوع مهندسی عمران و مقوله مقاوم سازی در ساختمانهای ژاپن بود که با توجه به تخریب بسیار ناچیز آن، ضمن حیرت جهانیان به دقت و نظم در طراحی و اجرای آن، تحسین متخصصین امر را نیز به همراه داشت. برای نمونه ساختمان با نمای شیشه‌ای که بعد از زلزله ۹٫۱ ریشتری، هیچگونه آسیبی به ساختمان نرسیده و ساختمان ۱۰۰% سالم باقی مانده است. نکته‌ای که چند صباحی است که دغدغه و کابوسی برای مسئولین در شهرداری، شورای شهر و وزارت مسکن شده است. کابوسی که هر از چند گاهی منجر به صدور بخشنامه‌هایی یک شبه و غیرکارشناسی که عمدتا ضمانت اجرایی ندارند می‌شود. بخشنامه‌هایی که در صورت ساخت چنین برجها و مکانهایی مانع از صدور پایان کار برای سازنده آن می‌شود. البته چون ایجاد زیرساخت و اصلاح وضعیت فعلی چند سالی بطول می‌انجامد و از صبر و حوصله مسئولین خارج است، نظرشان را با توضیحاتی مختصر به همراه عکس در این مقاله جلب می‌نماییم. ساختمان مرکز فرهنگی و آموزشی «مدیا تک» ساختمان مرکز فرهنگی و آموزشی «مدیا تک» در سال ۲۰۰۱ با طرح «تویو ایتو» معمار برجسته ژاپنی اجرا شد. این ساختمان دارای ۱۳ ستون فولادی و ۷ صفحه میله‌ای فولادی می‌باشد. طبقات زیرین در این ساختمان دارای قابلیت جذب انرژی ارتعاشاتی زمین لرزه می‌باشد. نمای این ساختمان از شیشه‌های دو جداره با مقاومت بسیار بالا و عایق قوی صدا تشکیل شده است. دیوارهای تعبیه شده در طبقات بالایی دارای قابلیت حرکت و جابجایی می‌باشند. با توجه به اینکه این ساختمان یک مجتمع عظیم می‌باشد، در زلزله ۹٫۱ ریشتری به هیچ عنوان خسارت قابل توجهی ندید. ساختمان «مدیا تک» دارای ۹ طبقه می‌باشد که ۲ طبقه در زیرزمین و ۷ طبقه بالای زمین میباشد. ارتفاع این ساختمان حدود ۳۷ متر می‌باشد. نکته قابل توجه اینجاست که ستون‌های اصلی این ساختمان، علاوه بر نقش اصلی خود در ایجاد پایداری ساختمان، به عنوان رابط عمودی طبقات، انتقال نور خورشید از بام به داخل طبقات، عبور شبکه کابلی و راه پله و آسانسور نیز به کار می‌رود. 3 نظر نوروز نگارش در تاریخ دو شنبه 26 اسفند 1389(بازدید )برچسب:نوروز، فلسفه ی نوروز، عید باستانی، عید ایران، آیین ایرانی، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) نوروز جشن آغاز سال و بزرگترین جشن ملى ایرانیان است که سابقه اى هزاران ساله دارد. نوروز در لغت به معنی روز جدید می باشد كه هم پایان و هم آغازی دوباره را به یاد می آورد و شروع آن با اولین روز آغاز بهار متقارن است. نوروز جشن بیداری دوباره طبیعت است كه این جشن سمبلی از پیروزی خوبی بر بدی یا نور بر تاریكی است كه زمستان سمبلی از تاریكی است. از روزها قبل از آغاز نوروز ایرانیان خانه های خود را تمیز میكنند لباسهای نو می پوشند و خود را برای جشن آماده می كنند. سنتهای زیادی پیش از آغاز نوروز و در خلال آن وجود دارند از جمله : حاجی فیروز، چهارشنبه سوری، سفره هفت سین، سیزده بدر و آئین های دیگری که ریشه در فرهنگ و آداب ایرانیان دارد. ایرانیان طی قرنها با وجود همه مشكلات همواره نوروز را با شكوه هرچه تمام تر برگزار نموده اند و این امر اهمیت و جایگاه عظیم این جشن ملی را نزد ایرانیان نشان می دهد. ادامه مطلب... 1 نظر داستان كوتاه: خدا چه می خورد؟ نگارش در تاریخ 24 اسفند 1389(بازدید )برچسب:خدا، وزیر، غلام، پادشاه، خلعت، * * * * * * توسط آزاده حکایت است که پادشاهی از وزیرخدا پرستش پرسید : بگو خداوندی که تو می پرستی چه می خورد، چه می پوشد، و چه کار می کند و اگر تا فردا جوابم نگویی عزل می گردی!!! وزیر سر در گریبان به خانه رفت ... وی را غلامی بود که وقتی او را در این حال دید پرسید که او را چه شده؟ و او حکایت بازگو کرد. غلام خندید و گفت : ای وزیر عزیز این سوال که جوابی آسان دارد.... ادامه مطلب... 1 نظر کمک به عقربمطلب ارسالی ازbaran نگارش در تاریخ 24 اسفند 1389(بازدید )برچسب:کمک، عقرب، نیش، هندو، طبیعت، * * * * * * توسط آزاده هندویی عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا میزند ... هندو به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند ! با این وجود مرد هنوز تلاش میکرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب دوباره سعی کرد او را نیش بزند !!! مردی در آن نزدیکی به او گفت : چرا از نجات عقربی که مدام نیش میزند دست نمیکشی ؟! هندو گفت : عقرب به اقتضای طبیعتش نیش میزند طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن ... چرا باید از طبیعت خود که عشق ورزیدن است فقط به علت این که طبیعت عقرب نیش زدن است دست بکشم ؟! هیچگاه از عشق ورزیدن دست نکش همیشه خوب باش حتی اگر اطرافیانت نیش بزنند... 1 نظر شعر نگارش در تاریخ سه شنبه 24 اسفند 1389(بازدید )برچسب:شعر، نسیم، جوانی، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) 2 نظر چهارشنبه سوری نگارش در تاریخ دو شنبه 23 اسفند 1389(بازدید )برچسب:چهارشنبه سوری، قاشق زنی، فالگوش، آتش بازی، ارواح، آجیل، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) چهارشنبه سوری : در آخرین چهارشنبه سال مردم در مكانی دور هم جمع می شوند، آتش روشن می كنند و از روی آن میپرند در حالی كه زمزمه میكنند (زردی من از تو سرخی تو از من) با كمك آتش و نور كه سمبلهای خوبی هستند افراد امیدوارند كه راه خود را در این آخرین شب تاریك سال پیدا كنند تا به رازهای آغازین بهار برسند. علاوه بر آن این عقیده وجود دارد كه ارواح گذشتگان افراد، در این روز دوستان و یاران خود را نظاره می کنند. در این آخرین چهارشنبه از سالی که در حال پایان است بسیاری از مردم خصوصاَ‌ بچه ها خود را در لباسی مخفی می كنند و در حالی كه با قاشق بر روی ظرفی می زنند به در خانه ها می روند و مردم برای رفع بلا چیزی به آنها مژدگانی می دهند به این سنت "قاشق زنی" می گویند. مردم برای اینكه آرزوهایشان به حقیقت بپیوندد به آنها انواع غذاها را می دهند، بعضی از این هدایای مردم عبارتند از : سوپ، میوه، پسته، مغزبادام، فندق، انجیر و كشمش. دیگر سنت این زمان فال گوش است، برای اینكار شخص آرزوئی می كند و در گوشه ای می ایستد (به طور مخفیانه) و سعی میكند با برداشت خود از حرف دیگران به حقیقت پیوستن آرزوی خود را محك بزند. نظر بدهید ساعتو داشته باش... نگارش در تاریخ یک شنبه 22 اسفند 1389(بازدید )برچسب:ساعت، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) بیجاره ثانیه شمار http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/8/16/155486_922.swf 2 نظر زندگینامه ی امام حسن عسگری (ع) نگارش در تاریخ یک شنبه 22 اسفند 1389(بازدید )، * * * * * * توسط آوای خسته ( هانیه ) در ادامه ی مطلب، زندگی نامه و مواضع ایشان را مشاهده می کنید. ادامه مطلب... 2 نظر صفحه قبل 1 2 صفحه بعد .: Weblog Themes By LoxBlog.Com :. درباره وبلاگ دستِ من گیر که این دست همان است که من سال ها از غم هجران تو بر سر زده ام... اللهم عجّل لولیک الفرج "آمین" • پست الکترونیک • پروفایل مدیر وبلاگ RSS 2.0 آخرین مطالب • تقدیم یه بهترینم... • السلام علیک یا زینب کبری • جاده ی مرگ • خدایا مرا ببخش اگر... آرشیو مطالب • فروردین • اردیبهشت • خرداد • تیر • مرداد • شهریور • مهر • آبان • آذر • دی • بهمن • اسفند نویسندگان • آوای خسته ( هانیه ) • باران پیوند ها • ضد فراماسونری و صهیونیسم • بسم الله الرحمن الرحیم • یاران آخرالزمانی • وبلاگ شعر و ادب • 72 ملت • سفیران • شهدا شرمنده ایم • دریافت cer، key symbian s60v3، 5 • گذرگاه خیال • امام مهدی (عج)، آخر الزمان، دجال • بادکنک آرایی و تزیینات • منتظران مهدی (عج) • باتوم مجازی • مشاوره رایگان • روی خط عاشقی • من و تو • غم عشق تو • دانلود کتاب جزوه و اخبار دانشگاه • حرفهایی از جنس تیتانیوم • .: درآمد مطمئن، ببین بعد قضاوت کن ?::. • آرزوهای مرده • نخلستان (باران) • سرباز مهدی (عج) • برای دوستان • طنز سیاسی • تیبا • عشق = شکستن • گیتار آتشین من • وبلاگ هنری فاخر • صوت الرقیه (س) • کنتراست • کنتراست 2 • سید جواد هاشمی (بازیگر) • سایت دانشجویان فناوری اطلاعات • بزرگترین مرجع دانلود تبادل لینک هوشمند برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان در گذرگاه زمان... و آدرس hanieh.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد. پیوند های روزانه ورود اعضا: آمار وبلاگ: بازدید امروز : 5 بازدید دیروز : 61 بازدید هفته : 115 بازدید ماه : 859 بازدید کل : 2916 تعداد مطالب : 31 تعداد نظرات : 59 تعداد آنلاین : 5 بیش از 1137 سال (شمسی) و 3 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 59 دقیقه و 10 ثانیه است کسی منتظر 313 مرد است و زمان 35887100350.344 همچنان در گذر است، آه... مرد شدن چقدر زمان میخواهد.... اللهم عجل لولیک الفرج log ساخت کد موزیک آنلاین فال عشق صفحه اول آرشیو مطالب پست الكترونیك تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.، برچسب ها:* * * * * * توسط hamidreza | نظر بدهید مادر برام قصه بگو دل تنگ تنگه قصه بابا رو بگو دل تنگه تنگه مادر مادر مادر مادر مادر برام حرف بزن از ایمونش بگو مادر برام حرف بزن از پیمونش بگو مادر تو دونی و خدا از خوبی هاش بگو از مهربونی و مهر و وفاش بگو از جونفشونی و از رزم بابام بگو مادر مادر مادر مادر دیشب خواب بابا رو دیدم دوباره نوری بهشتی دیدم بر چهره داره وقتی به نزدیک بابا رسیدم دیدم ملائک به دورش بیشماره نگاش کردم دلم لرزید صداش کردم به روم خندید بغل واکرد منو بوسید لباش خندون چشاش گریون منو بویید منو بوسید بابا منو بوسید بابا منو بویید بابا دیدن اشکم خون در رگش جوشید بابا نوازش کرد بابا سفارش کرد در جنگ با دشمن ننگه که سازش کرد مادر مادر مادر مادر بابا برام یه لاله چید منو تو آغوشش کشید درد دلامو که شنید حرف حسینو پیش کشید خونم مگه رنگین تره خون حسینه جونم مگه شیرین تره جون حسینه یه جون اگه دادم به راه دین و ایمون صد جون هزارونش به قربون حسینه بگو به مادر هرگز نخور غم حسین و بابا هستند باهم مادر نخور غم نگیر ماتم حسین و بابا هستند باهم سلام..........خدا حافظ نوشته شده در تاریخ جمعه 19 فروردین 1390، * * * * * * توسط hamidreza | 1 نظر سلام ای غروب غریبانه دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تو را می سپارم به مینای مهتاب تو را می سپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر شب شکسته تو را می سپارم به رویای فردا به شب می سپارم تو را تا نسوزد به دل می سپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد خداحافظ ای برگ و بار دل من خداحافظ ای سایه سار همیشه اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم خداحافظ ای نوبهار همیشه پدر بود نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 فروردین 1390، پدر مایه پدر بود در باغ وجود آفت و نقصان وملالست در دفع هم آرایه و پیرایه پدر بود افلاك اگر برسر ما پایه ندارند در هستی ما خیمه و هم پایه پدر بود آن كیست شود مست؟ زخون جگر خویش آنكس كه چو "سرخی" پدر، * * * * * * توسط hamidreza | 1 نظر پدر سایه ای بود و پناهی بود و نیست شانه ام را تکیه گاهی بود و نیست سخت دلتنگم، کسی چون من مباد سوگ، حتی قسمت دشمن مباد گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر " هست " ناگه " نیست" گردد در نظر باورم شد، این من ناباورم روی دوش خویش او را می برم! می برم او را که آورده مرا پاس ایامی که پرورده مرا می برم در خاک مدفونش کنم از حساب خویش بیرونش کنم راست میگویم جز این منظور نیست چشم شاعر از حواشی دور نیست مثل من ده ها تن دیگر به راه جامه هاشان مثل دل هاشان سیاه منتظر تا بارشان خالی شود نوبت نشخوار و نقالی شود هر یکی همصحبتی پیدا کند صحبت از هر جا به جز اینجا کند گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر خوش به حالت، خوش به حالت ای پدر خلوص عشق نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 فروردین 1390برچسب:داستان، داستان خلوص عشق، * * * * * * توسط hamidreza | 2 نظر پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید . عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه" پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست . پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند . زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود ! پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم . پیرمرد با اندوه گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد ! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است ...! بازی سرنوشت نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 فروردین 1390برچسب:داستان، داستان بازی سرنوشت، * * * * * * توسط hamidreza | نظر بدهید کشاورز فقیر اسکاتلندی بود و فلمینگ نام داشت. یک روز، در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده اش بود، از باتلاقی در آن نزدیکی صدای درخواست کمک را شنید، وسایلش را بر روی زمین انداخت و به سمت باتلاق دوید...پسری وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود، فریاد می زد و تلاش می کرد تا خودش را آزاد کند. فارمر فلمینگ او را از مرگی تدریجی و وحشتناک نجات می دهد... روز بعد، کالسکه ای مجلل به منزل محقر فارمر فلمینگ رسید. مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کرد که فارمر فلمینگ نجاتش داده بود. اشراف زاده گفت: " می خواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی". کشاورز اسکاتلندی جواب داد: " من نمی توانم برای کاری که انجام داده ام پولی بگیرم". در همین لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد.اشراف زاده پرسید: " پسر شماست؟"کشاورز با افتخار جواب داد:"بله"با هم معامله می کنیم. اجازه بدهید او را همراه خودم ببرم تا تحصیل کند. اگر شبیه پدرش باشد، به مردی تبدیل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد...پسر فارمر فلمینگ از دانشکده پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصیل شد و همین طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر الکساندر فلمینگ کاشف پنسیلین مشهور شد...سال ها بعد، پسر اشراف زاده به ذات الریه مبتلا شد.چه چیزی نجاتش داد؟ پنسیلین صندوق صدقه هارو نیگا نوشته شده در تاریخ دو شنبه 8 فروردین 1390، * * * * * * توسط hamidreza | 2 نظر بنازم به قدرتت خدا نوشته شده در تاریخ یک شنبه 7 فروردین 1390، * * * * * * توسط hamidreza | 1 نظر فاصله نوشته شده در تاریخ یک شنبه 7 فروردین 1390، * * * * * * توسط hamidreza | 1 نظر یک پلک زدن فاصله از تو تا من باید بزنیم پلک یا تو یا من هر چند که گفته اند گناه است این کار اما تو یکی بزن گناهش با من .: Weblog Themes By LoxBlog.Com :. درباره وبلاگ وقتی دهکده ای آتش می گیرد همه دودش را می بینند اما وقتی قلبی آتش می گیرد کسی شعله اش را نمی بیند آخرین مطالب برترینهای پاپ ایران در سال 89 دیشب خواب بابا رو دیدم دوباره سلام..........خدا حافظ آرشیو فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور مهر آبان آذر دی بهمن اسفند نویسندگان hamidreza پیوند ها پلیس جهنم آونگ سیستم ساحل امید الم یعلم بان الله یری .........؟؟ بیا تو حال کن الم یعلم بان الله یری ...؟؟ تبادل لینک هوشمند برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان HaMiD ReZa و آدرس a3mony.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد. پیوندهای روزانه بلاگفای من فال حافظ قالب های نازترین جوک و اس ام اس زیباترین سایت ایرانی جدید ترین سایت عکس نازترین عکسهای ایرانی بهترین سرویس وبلاگ دهی وبلاگ دهی LoxBlog.Com ورود اعضا: نام: وب: پیام: 2+2=: همه پیام (Refresh) خبرنامه وبلاگ: برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید آمار وبلاگ: بازدید امروز : 7 بازدید دیروز : 17 بازدید هفته : 39 بازدید ماه : 184 بازدید کل : 456 تعداد مطالب : 14 تعداد نظرات : 10 تعداد آنلاین : 3 امام جعفر صادق علیه السلام سزاوار نیست مؤمن در مجلسی بنشیند كه در آن معصیت خدا می‌شود و او نمی‌تواند آن وضع را تغییر دهد . / بحارالأنوار جلد 71 صفحه 199 حدیث روز ساعت فلش تصویر تصادفی تصویر روز چت روم ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 24 فروردین 1390
شنبه 25 شهریور 1396 09:34 ق.ظ
When someone writes an paragraph he/she retains
the idea of a user in his/her brain that how a user can know it.

Thus that's why this article is amazing. Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
   

دریافت کد جاوای نمایش چند پاپ آپ همزمان

دریافت کد جاوای نمایش چند پاپ آپ همزمان